نرم ‌افزار تحريف شده قرآنی

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، یکی از تلاش های بی نتیجه دشمنان اسلام که طی 14 قرن اخیر همواره با شکست مواجه شده، اقدام برای تحریف قرآن بوده است که این موضوع طی سالهای اخیر و با گسترش تکنولوژی های مختلف، رشد کرده است.

به تازگی نیز برخی رسانه های غربی گزارش داده اند که نسخه ‌ای از یک نرم ‌افزار تحريف شده قرآنی شامل متن عربی و ترجمه انگليسی قرآن كريم در بازار محصولات ديجيتال منتشر شده است. نکته قابل تامل درباره این نرم افزار که پایگاه اطلاع رسانی hopeitw به آن اشاره کرده این است که اين نرم‌افزار در حال حاضر از سوی آمازون به فروش گذاشته شده و در بخش «آی ‌تونز» پايگاه اينترنتی «اپل» قابل دانلود است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده متن عربی نسخه قرآن اين نرم‌ افزار كه قابل نصب بر روی گوشی‌های اپل و گوشی‌ های دارای سيستم‌ عامل اندرويد است، دارای اشتباهات فاحش است و تعدادی از مسلمانان با راه اندازی کمپین های اطلاع رسانی، از همدینان خود خواسته اند ضمن اطلاع رسانی و اعتراض به آمازون و اپل، از دانلود کردن این نرم افزار خودداری کنند.
http://shia24.com

میلاد مبارک


میلاد مسعود اب صاحب الزمان(عج) امام حسن عسگری علیه السلام مبارک باد.

چهار وظیفه در زمان غیبت


در دوران «آخر الزمان» باید پیش از هر موضوع و بیش از هر مطلب، از ایمان و اعتقادات خود مراقبت کنیم. آخرالزمان، دوره‌ای است که در آن بی‌ایمانی نسبت به خدا و آنچه به خدا منتسب است و به معنای کلی، دین، رواج می‌یابد.


http://gallery.mailchimp.com/01470f20b58c565a428397232/images/19.2.jpg

در این دوره، شیطان -که آرام آرام به پایان دوران خود نزدیک می‌شود- از غیبت نمایندۀ خدا و عدم اقبال مردم نسبت به ایشان، سوء استفاده می‌کند و نهایت تلاش خود را به کار می‌بندد تا ایمان، این یگانه گوهر گران‌بهای انسان، را برباید. در این دوران آن قدر دام‌های شیطان گسترده و خطرناک است که حفظ ایمان، به نگه‌داری آتش در کف دست تشبیه شده است. [الصَّابِرُ عَلَى دِینِهِ مِثْلُ الْقَابِضِ عَلَى الْجَمْرَةِ بِکَفِّهِ.» (بحارالانوار، ج74، ص100)]

برای رهایی از این خطر، باید ابتدا از خدا کمک خواست[یکی از دعاهایی که خواندن آن، برای نجات از گمراهی آخر الزمان، توصیه شده است، دعای غریق است، این دعای ارزش‌مند را امام صادق علیه السلام به ما تعلیم فرموده‌اند: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک» (بحارالانوار، ج52، ص149)]

و به جانشین و نمایندۀ او -امام عصر علیه السلام- پناه برد. همچنین، می‌بایست عقاید خود را با استفاده از منابع اصیل دینی -یعنی قرآن و عترت- تثبیت نمود و در صورت ایجاد سؤال و تردید، حتماً به دنبال پاسخ آن رفت.

پس چهار وظیفه داریم:

           1ـ درخواست کمک از خدا

                     «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک»

           2ـ درخواست کمک از امام زمان علیه السلام

           3ـ کسب اعتقادات از قرآن و روایات

           4ـ رفتن به دنبال پاسخ سؤالاتی که ممکن است برایمان به وجود بیاید.

منبع: شیعه24

نقد ولنتاین

روز ولنتاین سه رکن دارد:

اول: اساس

اساس این روز بر یک افسانه (دروغ) است، که پدر روحانی ای به نام “قدیس ولنتاین” واسطه ازدواج سربازانی می شده که ازدواج برایشان جرم بوده است! و به همین گناه اعدام می شود، و او را شهید عشق می خوانند و سالمرگش (۱۴ فوریه) را در کلیساهای کاتولیک مراسم می گیرند.

دوم: جشن

برای قهرمان افسانه خود رادیو و تلویزیون احداث می کنند و در سال ۲۰۰۲ شهر گلاسکو در کشور اسکاتلند، به عنوان پایتخت عشق تعیین می شود و بر آن نام “شهر عشق” می گذارند و در آن سالمرگ ولنتاین دروغین را جشن می گیرند! جشنی به نام “فستیوال عشق“.

سوم: هدایا
مگر می توان در روز عشق ورزی هدیه نخرید؟!!!
“سازندگان ولنتاین” برای گسترش فرهنگ مسیحیت و رسیدن به ثروت رویایی، به انسانهای خرافاتی، و برای خرافاتی کردن انسانها به خرافه نیاز دارند!
پس هدایای این روز تعیین می شوند تا بتوانند به انضمام خرافه هایشان بازاری برای خود دست و پا کنند.

نتیجه:
باور کنید “همه” ولنتاین همین است!
و من دین و تمدنم را به “افسانه”ای نمی فروشم و “دروغی” را به قیمت خرافه گرایی نمی خرم…
هر روزِ زوج مسلمان ایرانی، به دستور خدای زیبایی ها، عشق ورزی است؛ “و از نشانه‏ های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه ‏هائی است برای کسانی که تفکر می‏کنند (روم / ۲۱)”.

منبع:blog.ramim.ir

پیروزی انقلابمون مبارک

انقلاب اسلامی ایران با خون هزاران شهید آبیاری شده و خدا نکند که این دستاورد عظیم زیر پای گذاشته شود که نگران دو مسأله ایم، شهادت امروز و پاسداری فردا، پاسداری فردا و شهادت امروز. اگر امروز شهید بشویم پاسداری فردا را به شما می سپاریم. انشاء الله که همین طور است. ( قسمتی از وصیتنامه شهید شهربانوزاده)

به خون بی کفنان می خورم قسم

که بار من و تو ای دوست سخت سنگین است


آن روزها که دشمن به جانمان حمله کرد شهدا ما را شرمنده خود کردند... نکند این روزها که دشمن به نانمان حمله کرده است شرمنده شهدا شویم.


وعده ما، حضور در راهپیمایی شکوهمند 22 بهمن

حجاب


استاد شهید مرتضی مطهری (ره):

حجاب مانند اولین خاکریز جبهه است که دشمن برای تصرف سرزمینی حتما باید اول آن را بگیرد.

به راستی تا چه اندازه پاسدار این خاکریزیم؟؟؟

دهه فجر مبارک

در مزار آباد شـهر نیستی / اسـتخوان زندگی پوسـیده بود

دیـو در تاریکی آن سـال ها / از تن آلاله ها ، جان می گـرفت

خون سرخ شاهدان نوشیده بود / عنچه هاشان را به دندان می گرفت

آدمی افسـون شـیطان پلید / گوسـفندان راضی از چوپانشـان

گر کسی بیدار می شد ناگهان / کشته می شـد بی صدا یا بی نشان

در چنین ظلمت شب ایران زمین / ناگهان، نـوری درخشـیدن گرفت

روح روح ا… ، جان در تن دمید / ابر رحمـت نـیز باریدن گـرفت

آمد آن آرام جان از هجرتش / گویا آن شب شـده صبح سـپید

مردمانـش گشـته با هم متحد / نـور ایمـان در دل آنها دمـید

مردم بیدار گشـته می شـدند / هـمصـدا با رهـبر بیـدارگر

با غریو مشــتهای لالــه ها / دیـو شـد از کاخ هایش در بـدر

نورحـق تابـید در دل هـای ما / دست ها دست خدایی گشته بود

نارها گشــته اســیر نـورها / موسـم جشن رهایی گشته بود

سالگشت دیگری ازره رسـید / تهنیت ای دوسـتان، همسنگران

شادی خود را کمی قسمت کنید / سهم دارند از شـماها دیگران

مرگ وحشت با دهان اسـلحه / اسکلت ها را دهان بوسـیده بود


۲۲ بهمن در طول زندگی و برای نسل های آینده باید سرمشق همه قرارگیرد.

امام خمینی(ره)

دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد.

مقام معظم رهبری

منبع: www.aviny.com

میلاد مبارک

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس قدرت ندارد کفاره گناهان خود را بدهد، باید بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، که صلوات گناهان را از بین می برد. (بحار الانوار ج 94 ص47)

میلاد رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد.

آغاز امامت

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

بر چهره دلگشای مهدی صلوات

بر جزبه هر نگاه مهدی صلوات

 ما را نبود چو هدیه ای در خور او

بفرست به پیشگاه مهدی صلوات



f504ovm1m9i2frc9ojt.gif

  آغاز امامت آخرین ذخیره الهی حضرت اباصالح المهدی (عج) بر تمام پیروانش مبارک باد.

ما که را گول زدیم؟

بی خودی پرسه زدیم

صبحمان شب بشود

بی خودی حرص زدیم

سهممان کم نشود

 ما خدا را با خود سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم

و چقدر حظ کردیم که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم

ما که را گول زدیم؟


قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است

اصلاح نماز

نماز مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریه و باطنیه است، و از راه های اصلاح نماز توسل جدی در حال شروع نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.

 و سجده غایت خضوع است یعنی ما هیچ و در پیشگاه تو خاک هستیم.

از عالم گرانقدر آیت الله بهجت

آقای من

بسمه تعالی

آقای من!
مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوانم.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ چه بگویم از تنهایی ات که خود یکی از مسببین آن هستم؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با نوازش پدرانه ات مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی ....

العفو … العفو!

برگرفته از وبلاگ عاشقان ولایت با اندکی تغییر

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم؛ برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را؛ ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی؛ بود از تو گفتگویی

غم و رنج و دردو محنت؛ همه مستعد قتلم

تو ببر سر از تن من؛ ببر از میانه گویی

به ره تو بس که نالم؛ زغم تو بس که مویم

شده ام ز ناله نالی؛ شده ام ز مویه مویی

همه خوشدل اینکه مطرب؛ بزند به تار چنگی

من از این خوشم که چنگی؛ بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد؛ سوی آب تشنه کامی

چه شود که کام جوید؛ ز لب تو کامجویی

شود این که از ترحم؛ دمی از سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر؛ ز تو تر کنم گلویی

همه موسم تفرج؛ به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه؛ بنشین کنار جویی

عیدتون مبارک


رمضان رفت ولی کاش صفایش نرود

سحر و جوشن و قرآن و دعایش نرود

کاش پر شده باشد دلمان از نور سحر

همره روزه و افطار؛ نوایش نرود


عید فطر بر مسلمانان جهان مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم؛ برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را؛ ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی؛ بود از تو گفتگویی

غم و رنج و دردو محنت؛ همه مستعد قتلم

تو ببر سر از تن من؛ ببر از میانه گویی

به ره تو بس که نالم؛ زغم تو بس که مویم

شده ام ز ناله نالی؛ شده ام ز مویه مویی

همه خوشدل اینکه مطرب؛ بزند به تار چنگی

من از این خوشم که چنگی؛ بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد؛ سوی آب تشنه کامی

چه شود که کام جوید؛ ز لب تو کامجویی

شود این که از ترحم؛ دمی از سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر؛ ز تو تر کنم گلویی

همه موسم تفرج؛ به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه؛ بنشین کنار جویی

 

یا صاحب الزمان (عج)

می شود این رمضان موعد فردا باشد

آخرین ماه صیام غم مولا باشد

می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند

که همین سال ظهور گل زهرا باشد

نتایج گرفته شده از انتخابات

نتایج گرفته شده از انتخاب آقاي پاپي:


اول اینکه نظام حاکم بر کشور 100 درصد دموکراسیه؛ قبل از انتخابات زمزمه هایی در سطح شهر شنیده می شد که آقای قاسمی در اوردس، دیگه نیازی نیس که رای بدیم. اینو حتی بعضی از طرفدارای  ایشون هم می گفتن. انتخاب شدن آقای پاپی نشون داد که تا مردم نخان کسی انتخاب نمی شه.


دوم اینکه  با انتخاب آقای پاپی آرامش در شهر حاکم شد؛ قبل از انتخابات طرفدارای آقای پاپی برای صیانت از انتخابات و آراء ملت به مسئولین هشدار می دادن؛  این قضیه مثل پیش بینی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری  سال 88 و برپا شدن فتنه بود. اما با انتخاب آقای پاپی این فتنه و آشوب از بین رفت.


سومین نتیجش این بود که مردم دزفول فهمیدن که نداشتن وحدت و رای ندادن چه تاوان سنگینی داره!


ديگه اينكه آقاي آوايي به اين نتيجه رسيد كه چقد طرفدار داره! چون  مردم به خاطر رد صلاحيت شدن ايشون راي ندان. البته نمي دونه اهميت قيمت گوجه از رد صلاحيت شدنش بيشتره!


شما چه نتیجه دیگه ای از این انتخابات می گیرید؟

زن در اسلام از نظر محمد شان از سریلانكا

جایگاه زن در اسلام بسیار بلند و از بهترین تكریم‌ها و تقدیرها برخوردار است. البته مسلمانان سریلانكا در این مورد دچار كوتاهی‌هایی هستند. هندوها با زن همانند برده و كنیز رفتار می‌كنند. آنها نه تنها هیچ حقی برای زن قایل نیستند كه در گذشته زنهایی را كه بیوه می‌شدند به همراه جسد شوهرانشان می‌سوزاندند. وضع بودایی‌ها كمی بهتر است، یعنی زن ملزم به پوشیدن لباس سفید می‌شود و از خروج او از منزل جلوگیری می‌شود. زنان مسیحی نیز فقط روز یكشنبه آن هم برای رفتن به كلیسا ملزم به پوشیدن لباسهای محتشم می‌شوند كه در واقع این احتشام ظاهری است و مستمر نیست. اما خوشبختانه همسرم با مسلمان شدن بیش از پیش كرامت یافته است. او هم اكنون همانند یك داعیه به كار تبلیغ دین مشغول است و به طور هفتگی در خانة ما به وعظ و ارشاد زنان محله می‌پردازد. حالا كه او مسلمان است كمتر به مسائل مادی اهمیت می‌دهد و از مرگ هم نمی‌هراسد. هنگامی كه از عربستان با او تماس می‌گیرم اولین سؤالی كه از من می‌پرسد این است كه آیا نمازهایم را با پایبندی ادا می‌كنم یا نه؟ هنگامی كه برایم نامه می‌نویسد همیشه از خداوند متعال به خاطر نعمتهای بی‌كرانش شاكر است. دخترم نیز همانند او با ایمان و محجبه است. امیدوارم خداوند همسر صالحی به او عطا كند. والسلام

..........................................

 اشاره: او تا به حال به چهار دین پیوسته است؛ ابتدا یك هندو بود و به یك خانواده مقدس هندو تعلق داشت، سپس بودایی شد، بعد از آن به مسیحیت روی آورد و چندی به تبلیغ مسیحیت پرداخت، اما از آنجا كه دایم در جستجوی حق و حقیقت بود سفر ایمانی‌اش به اسلام ختم ‌شد.

منبع: تبيان

پیام تبریک

میلاد امام حسن عسکری علیه السلام به ساحت مقدس فرزند بزرگوارشان و ملت مسلمان جهان مبارک باد.

همه آمده بودند

بازهم مثل هر سال همه آمده بودند، باز هم مردم ولایت مدار دزفول در صحنه حاضر شدند و فریاد می زدند "مرگ بر امریکا" امروز صدایمان تا امریکا رسید و دلش را به لرزه درآورد، باز هم به کسانی که چشم طمع به ایران دوخته اند نشان دادیم که تا ایرانی زنده است هیچ کس نمی تواند به اسلام و ایران دست درازی کند. باز هم نشان دادیم که امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.


سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مبارک باد.

پیام تبریک

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد


میلاد با سعادت فخر عالم امکان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد.


محکوم کردن وبلاگ پتک (عبدالکوروش)

چند روز پیش عبدالکوروش در وبلاگ پتک در پستی مستقل گفتگویی کفرآمیز با پروردگار عالم قرار داده که در این مکالمه از هیچ توهینی به خداوند دریغ نکرده بود. این مطلب حدود 48 ساعت بدون هیچ گونه اعتراضی از طرف مسئولین در این وبلاگ موجود بوده است. لازم به ذکر است که عبدالکورش عضو انجمن قصه دزفول می باشد.
وبلاگ گل طه این اقدام کفر آمیز را محکوم کرده و از مسئولین شهر شهید پرور دزفول تمنا دارد، حدود اسلامی را در مورد صاحب این وبلاگ و تمام کسانی که در بسترسازی این عمل شنیع نقش داشتند به مورد اجرا بگذارد.

پیام تسلیت

عالم همه قطره اند و دریاست حسین

خوبان همه بنده اند و مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش

از بس که کرم دارد و آقاست حسین

اربعین مولایمان سیدالشهدا علیه السلام بر عاشقان


آن حضرت تسلیت باد
.

پاسخ به چند شبهه

1. آیا ممکن است ولی فقیه در احکام حکومتی اشتباه کند؟  

ولی فقیه یک فرد یا یک شخص خود محور نیست. از نامش پیداست که در فقه اسلام مجتهد و به آن معتقد و پایبند است و آن قدر در این امر متبحر و مشهور است که او را به «ولایت» برگزیدند. پس احکام اسلام، اولین چارچوب‌های یک ولی فقیه است. مضاف بر این که «صیانت نفس» و «اطاعت امر مولا - معصوم» از ویژگی‌های اوست. لذا حکم شخصی ندارد.

در ثانی، ساز و کار و امکانات یک ولی فقیه، فقط به شخص خودش محدود نمی‌گردد. مراجع، فقها، علما، مجلس، دولت، دستگاه‌های متعدد و متفاوت و ...،‌ همه امکانات و ابزار و منابع او جهت شناخت و اشراف به یک مقوله و صدور حکم حکومتی است. پس دلیلی ندارد که اشتباه کند.

2.چرا در اسلام که دین رأفت است، حکم خشنی چون سنگسار وجود دارد؟   

دقت شود که احکام در حقوق جزای هر دین، مکتب و جامعه‌ای برای این وضع می‌شود که کسی مرتکب آن جرم نگردد و نه تنها به هیچ وجه مانند مالیات روح تشویقی ندارد، بلکه سرتاسر بازدارنده است.

میزان جزا همیشه متناسب با سنگینی جرم تعیین می‌گردد که از شاید حداقل آن پرداخت مقداری جریمه‌ی نقدی و حداکثر آن اعدام باشد. و بدیهی است که اگر کسی مرتکب شد، حتماً مجازات می‌شود تا دیگران بدانند موضوع جدی است و نباید مرتکب گردند.

حکم سنگسار نیز به این دلیل سنگین است که مردم به سنگینی زنای محصنه و آثار تخریبی آن در ساختار شخصیتی فرد و جامعه و گسترش فرهنگ خوک‌صفتی و نا امنی و عواقب آن پی‌برده و مرتکب نگردند. نه این که به آثار تخریبی آن فکر نکنند، اما سؤال ایجاد شود که چرا مجازاتش سنگین است؟! بلکه باید سؤال کرد: چرا سنگین نباشد؟

غربی‌ها یا ضد دین‌ها که این ضد تبلیغ گسترده را علیه حکم سنگسار راه‌انداخته و حتی علیه‌ آن فیلم سینمایی ساخته‌اند، برای این است که مایلند زنای محصنه در جامعه‌ی ما زیاد شود تا اسلامی باقی نمایند [مانند جامعه‌ی خودشان]، اما مسلمان دغدغه‌ای نسبت به سنگینی حکم مجازات زنای محصنه ندارد.

ادامه نوشته

در سوگ ثار الله عليه السلام

يا حسين عليه السلام

ما و نام تو و بغض و اشك و مرثيه و سوگ همه همزاد هميم، تا نام تو بر زبانمان جاري مي شود بغض گلويمان را مي فشرد و اشك ميهمان ديده گانمان مي شود و زبان به مرثيه مي گشاييم و سوگوار تو مي شويم. ما و نام تو و عاشقي و سرگرداني و حيراني و بي شكيبي همه با هم، هم ريشه ايم. تا نام تو در هستي مي پيچد عاشقي آغاز مي شود و سرگرداني و حيراني شروع و شكيبايي و صبوري پايان مي پذيرد؛ ما و نام تو و عطش و آتش و درد همه با هم همراهيم. تا نام تو بر زبان جاري مي شود قلبمان كه خانه هميشگي توست به تپش مي افتد و عطش، ترك بر وجودمان مي اندازد و آتش در خيمه ي قلبمان زبانه مي كشد و درد تار و پودمان را از هم مي گسلد. ما و نام تو و عاشورا همه با هم همدرديم تا نام تو مي آيد عاشورا در ذهن تداعي مي شود و اكبر با پيكر قطعه قطعه شده اش و صداي العطش العطشش و قاسم با كفش هاي بند نبسته اش و صداي احلي مني العسلش و عباس با دست ها قلم شده اش و صداي ادرك يا اخايش و اصغر با خون گلويش كه زينت بخش آسمان شد و صداي بي رمق گريه هايش و زينب با دستان به آسمان بلندش و فرياد فتقبل منا هذا القليلش و شمر جالس علي صدرك با شمشير خون چكانش و صداي لرزانش و رقيه با پاهاي تاول زده و پيراهن آتش گرفته اش و صداي عمو عمو و بابا بابايش. و آسمان با گونه ي سرخش و با صداي محزونش و زمين با جوشش خونش و با سكوتش و فاطمه با قد خميده اش و صداي ولدي ولدي اش و علي با حضورش و با سوگواري اش و پيا مبر با اشكش و صداي نفرينش و خدا با نگاهش و با كهيعص اش.

شگفتا تو كيستي كه هم آغاز و هم پايانت شيرين و دلرباست؟! تو كه سوگت شنيدني ترين سوگ و مرثيه ات خواندني ترين مرثيه است؟ شراره شعله ور قلبمان از عشق تو هر روز برافروخته تر باد يا حسين!

منبع: نشریه روز دهم

تبريك عيد

عيد قربان، عيد سربريدن نفس و اثبات بندگي

مبارك باد.

پرسش هاي مهدوي و پاسخ هاي آيت الله جوادي آملي

1. چگونه مي‏توان امام زمان‏(عج) را شناخت؟

شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخي» و «شناخت واقعي» كه از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم.

در زمان پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادي آن وجود مبارك را مي‏ديدند، اما خداي سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ينظُرُون اِليك و هُم لايُبصرون﴾[5]؛ آنها را مي‏بيني كه به تو مي‏نگرند؛ ولي تو را نمي‏بينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونه‏اي باشيم كه وجود مبارك امام زمان(عليه‌السلام) ما را ببينند.

در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عده‏اي نگاه نمي‏كند: ﴿ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اِليهم يومَ القيامةِ و لايزكّيهم﴾[6] و نگاه تشريفي خود را نسبت به عده‏اي اعمال نمي‏كند.

اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را مي‏بيند.


 

2. دليل قرآني وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟

مرحوم كليني (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافي[4] طي بابي از ائمه(عليهم‌السلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليلة القدري دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهي روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل مي‏كنند.

وقتي فرشتگان احكام و امور را به زمين مي‏آورند، بايد آن را به كسي بسپارند، چون افراد عادي نمي‏توانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسي كه در روي زمين مهمان‏دار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولي عصر(عليه‌السلام) است، بنابراين با توجه به رواياتي كه مرحوم كليني نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهي جبرئيل(سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل مي‏كنند، بايد آن را به كسي بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) است.



ادامه نوشته

گوشه هايي از وصيت نامه دايي شهيدم سيد مرتضي مكي نيا

تا حالا فكرشو كردي خداحافظي براي هميشه از كساني كه عزيزترين چيزاتن، از كساني كه تموم زندگيتو مديونشوني، چه مزه اي مي ده؟ اونم نه خداحافظي حضوري بلكه تو نامه، بهتره بگم وصيت نامه!

ما كه نمي دونيم خداحافظي چه حسي داره اين حسو كسي لمس كرده كه مي دونه، در راهي قدم مي ذاره كه برگشتي نداره و بايد از همه كس و همه چيز دل بكنه؛ آره براي ما كه دو دستي به دنيا چسبيديم خيلي سخته، حتي نمي تونيم بهش فكر كنيم، ولي برا كساني كه براي هدفي كه بهش يقين دارن مي رن نه تنها سخت نيس بلكه خيلي هم شيرينه.

به هر حال بايد هرچي مي خاي و تو دلت داري ثبت كني بايد تموم زندگيتو توش خلاصه كني بايد از كساني كه حقي به گردنت دارن حلاليت بطلبي ؛ اين مي شه وصيت نامه.

وصيت نامه دايي شهيدم، سيد مرتضي خيلي طولاني بود چون نه فقط از خونوادش بلكه از همه اقشار جامعه خداحافظي كرده بود و براي هر كدام پيامي جداگانه نوشته بود. قسمتي هايي از اين وصيت نامه كه نوشتنش در توان من وخواندنش در توان خوانندگان عزيزه، براتون مي نويسم.

*برادران عزيزدستورات خودسازي امام را _كه همگي ازآنها اطلاع داريد _ سعي كنيد تا حد توان همه را در خود پياده كنيد و بدان عادت كنيد و در ساختن خويش از روحانيت معظم و پيرو خط امام و جوانان انقلابي و پرمطالعه نيز بهره جوييد و با برنامه هاي صحيح و درست در ساختن و تهذيب خويش كوشا باشيد و اين را بدانيد كه ساختن فرداي جامعه بر عهده شماست و تا شما ساخته نشويد كشور ساخته نمي شود و تا كشور درست  نشود جهان آباد نمي شود. تهذيب، وظيفه همه است و ليكن براي شما مهم تر است و به  قول امام تا تهذيب نشده ايد مقام برايتان خطرناك است.

*جوانان عزيز هميشه اين مطلب را به ياد داشته باشيد كه تمام اميد امام و اسلام و مردم ايران و مظلوم جهان شما هستيد، مبادا بي تفاوت بشويد، نكند مسئوليت خويش را فراموش كنيد. هميشه به فرمايشات امام گوش دهيد و عمل نماييد كه سعادت دنيا و آخرت مي باشد. اگر پيروزي در جنگ را مي خواهيد، اگر حفظ اسلام را مي خواهيد، اگر آزادي اسرا و پيدا شدن مفقودين را مي خواهيد، و يا هر آرزوي دنيايي و آخرتي داريد بايد به فرمايشات امام گوش دهيد.

*مردم قهرمان و هميشه در صحنه ايران: از شما عاجزانه تقاضا دارم كه هيچگاه و در هيچ شرايطي امام را تنها نگذاريد، اسلام را تنها نگذاريد. مبادا به مسائل و مشكلات اسلام و جهان بي تفاوت شويد زيرا الان تمام دنيا در فكر از بين بردن انقلاب اسلامي ما هستند آنها منتظرند تا دمي شما غافل باشيد و فوري آنها اين نعمت بسيار گرانبهاي الهي را كه با خون فرزندانتان بدست آمده است از شما بگيرند مبادا تن به ذلت بدهيد كه حتماً نمي دهيد شما مردمي كه براي اين انقلاب اين همه شهيد و اسير و معلول داده ايد مبادا به آساني از خون اين شهيدان عزيز درگذريد كه پايمال كردن خون شهدا همان و سقوط اسلام همان. ملت عزيز ايران رمز موفقيت حفظ  انقلاب، اطاعت تام از دستورات پيامبرگونه فرزند پيامبر، رهبر عظيم الشأن انقلاب امام خميني است، مبادا اين مطلب را فراموش كنيد.

*خواهران و همه زنان مسلمان: شما را مخصوصاً وصيت مي كنم به حفظ حجاب، حجاب سنگر شماست مبادا سنگر جهاد عليه كفر را ترك كنيد كه ترك آن پشت پا زدن به تمام وصاياي پيامبران و اولياي خدا و شهدا است و از همه بالاتر پشت پا زدن به فرامين حضرت باري تعالي مي باشد. بكوشيد حجاب و نجابت خويش را حفظ كنيد. توجه داشته باشد كه براي تربيت صحيح و اسلامي فرزند ابتدا بايد خودتان متأدب به آداب اسلامي و متخلق به اخلاق اسلامي باشيد. از دامان پاك عصمت و طهارت مايه بگيريد و خود را بسازيد؛ نگوييد من درست شده ام خداي نخواسته عجب نداشته باشيد. از فاطمه زهرا _سلام الله عليها_ هر چه بخواهيد عطا مي كند از او بخواهيد تا شما را تربيتي اسلامي عنايت فرمايد. خود را از تجملات زندگي و ريخت و پاش هاي بي جا كه اسراف است و اسراف نيز حرام، دور كنيد و زندگي قانعي داشته باشيد فكر نكنيد ارزش هر كس به پول و ماشين و اين اجناس منحوس است بلكه ارزش هر كس به تقواي اوست. بكوشيد خود را متقي و اسلامي بار بياوريد، باشد كه خدا نيز نظر رحمتي به شما بفرمايد.

 

به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس

یادی از یک شهید از هزاران شهید از یاد رفته (سید مرتضی مکی نیا)

چند روز پیش به ذهنم رسید اسم شهدایی رو که می شناسم تو اینترنت جستجو کنم. اسم دایی ام رو که جست و جو کردم، مطلبی پیدا نشد. ناراحت شدم. چرا؟ چرا در بین تمام مطالبی که هر روز در سراسر دنیا منتشر می شه، نباید مطلبی هم در مورد این شهید بزرگوار باشه؟ آیا این کوتاهی از طرف خونواده این شهیده؟ البته کمتر شهیدی هست که مطلبی دربارش تو اینترنت باشه ( به جز فرمانده های شهید که همه می شناسنشون) اصلاً من که خواهرزاده ایشونم چقدر می شناسمشون؟ شاید تقصیر از بزرگترها باشه که درباره شهدا برای ما صحبت نمی کنن، شاید هم تقصیر خودمونه که ازشون نخواستیم ما رو بیشتر با شهدا آشنا کنن. به هر حال به هر دلیلی همه ما در وظیفمون کوتاهی کردیم. وظیفه ای که خود شهید در وصیت نامه اش ازمون انتظار داره:«برادران عزیز من از شما نه مراسم و نه دسته گل و نه عکس و پوستر و از این چیزها می خواهم و نه سالگرد و نه منزل شهدا سرزدن را، فقط وصیت من به شما ادامه راه شهداست. برادران راه شهدا را بشناسید و محکم بر آن پای برجا باشید و راهشان را ادامه دهید.»

شهدا هیچ چیز برا خودشون نخواستن اگه هم درخواستی داشتن برای رسیدن به سعادت و خوشبختی خودمون بوده. آیا ممکنه کسی را نشناسیم ولی در راه او قدم برداریم؟ به همین دلیل تصمیم گرفتم تا مطلبی هر چند ناقص در فضای مجازی منتشر کنم تا شاید یادی از این شهید بزرگوار کرده باشم.

 

 خلاصه ای از زندگینامه شهید به قلم پدر بزرگوارشان

شهید سید مرتضی مکی نیا در جمعه شب، دهم فروردین 1346 مطابق با هجدهم ذی الحجه در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش علاقه شدیدی به او داشت؛ هر وقت به مسجد یا جلسه قرائت قرآن _ که در آن زمان به ندرت تشکیل می شد_ می رفت سید مرتضی را همراه خود می برد و گاهی سید مرتضی قرآن می خواند و مورد تشویق قرار می گرفت.

سید مرتضی نماز خواندن را قبل از رسیدن به سن دبستان شروع کرد. وی بسیار کم حرف و محبوب بود. هیچ گاه از دوستانش شکایتی نمی کرد. به کمترین چیز قانع بود. هیچ وقت بهانه ای نمی گرفت و درخواستی نمی کرد تا جایی که گاهی اوقات پدرش به مادرش می گفت دلم می خواهد سید مرتضی روزی از من چیزی بخواهد تا با کمال علاقه تهیه و به او هدیه کنم ولی او هرگز خواهشی از کسی نمی کرد و اگر درخواستی می کرد یقیناً آن خواهش به نفع دیگری بود و خود واسطه ای بیش نبود.

تازه نام او را در کلاس دوم راهنمایی نوشته بودند که جنگ تحمیلی شروع شد و دزفول مورد حملات موشک های دشمن قرار گرفت، مدارس تعطیل شد و شهر تخلیه گشت. اواخر فروردین 60 بود که سید مرتضی به همراه خانواده راهی یکی از اردوگاه ها در "زاغه خرم آباد" شد. اواخر اردیبهشت بود. که بسیج نوجوانان تشکیل شد و سید مرتضی که 14 ساله بود فعالیت خود را شروع کرد.

وی پس از مدتی به همراه عده ای از دوستانش جهت آموزش بیشتر نظامی به دزفول برگشت و درآن زمان که شهر به صورت ترسناکی خالی از سکنه شده بود و پی در پی مورد هجوم توپ ها و موشک های دشمن قرار می گرفت؛ وی به طور دائم در گشت های شبانه و حفاظت شهر شرکت می نمود. او در این میان در التهاب شرکت در جبهه می سوخت تا اینکه برای اولین بار در عملیات "بیت المقدس" شرکت نمود و این حضورش در جبهه سرآغازی برای شرکت در حملات بعدی گردید.

او در عطش ایمان و عشق به خدای خود می سوخت و همواره شهادت دوستان و همرزمانش باعث تاثر قلبی او می شد و افسوس می خورد که لیاقت شهادت را نداشته است. وی در راستای چنین احساسات شورانگیز و بنا به خدمت به اسلام و همچنین گذران خدمت سربازی در بهمن ماه 1364 به عضویت سپاه پاسداران دزفول درآمد.

سید مرتضی اغلب اوقاتی که در خانه بود یا به مطالعه کتب مذهبی می پرداخت یا خواهران و برادران خود را جمع می کرد و برایشان حدیث می گفت و آنها را به خواندن نماز و قرآن و شرکت در نماز جمعه و جماعت تشویق می کرد. گاهی اوقات هم فرصت می کرد و به منازل دوستان شهیدش می رفت و تا جایی که برایش امکان داشت به مشکلات آنها رسیدگی می کرد.

او به مادیات اهمیتی نمی داد؛ هیچ وقت در فکر رفاه نبود، عقیده داشت که انسان شریفتر از آن است که به مادیات فکر کند و می گفت:« انسان برای عبادت _که همانا خدمت به بندگان خدا و اطاعت از خالق باشد_ آفریده شده است.»

او همیشه می گفت که دنیا محل عمل است، عمل بندگی، تسلیم بودن و اوج گرفتن به مقام اخلاص و به یقین رسیدن است که هرگاه انسان به چنین معنویتی دست یافت پرده ضخیم خودبینی را پاره کرده، جلوه حق را نظاره می کند و سبک بال به سوی رب خود پرواز می کند. او بارها گفته بود که خودم شاهد این پروازها در جبهه بوده ام. در آنجا که به هر سو بنگری جلوه حق را می بینی که با شوقی عجیب و نورانی و لبانی متبسم به سوی دوست بال و پر گشوده و اوج می گیرند و آنچه مادیات است پشت سر گذاشته همه را به دنیا دوستان و خودبینان سپرده و خود با نفسی مطمئنه به حق می رسند. آری این چپنین است عاشق پاک باخته ای که فی سبیل الله می رزمد تا به لقای خدایش برسد. سید مرتضی نیز چنین آرزویی داشت و عاقبت به آنچه می خواست رسید و در شب چهارم دی ماه 1365 در حین عملیات کربلای 4 در سن 19 سالگی به طرقی که سالها آرزویش را می کرد در تاریکی شب قلب مهربانش را فراخ گلوله های دشمن قرار داد و در سکوت و آرامش به سوی حق پرواز نمود.

 

یاد همه شهدا گرامی باد.

 

انشاالله اگه توفیقی بود در پست بعدی قسمتی از وصیت نامه ایشونو می نویسم.