مصیبت عظیم

هنوز صدای علی در نخلستانهای مدینه به گوش می رسد علی بر اعمال خود می گرید و گریه اش عرش را به لرزه در می آورد از فرط ناله و زاری از هوش می رود

این کار هر شب اوست تنها در لابه لای نخلها خدایش را می خواند و از روزی که فرزند از پدر و مادرش می گریزد به او پناه می برد

علی غرق در خدا شده است اما چه کسی او را می شناسد....

که می داند علی کیست؟

او کسی است که ولایتش را نپذیرفتند و عدالتش را

او کسی است که وقتی در محراب کوفه به شهادت رسید عوام الناس از تعجب اینکه مگر او نماز هم می خواند انگشت به دهان شده اند

علی را کسی نشناخت جز خدا و رسولش.

مهربان تر از مادر

عادت همه ی مادرها همین است. وقتی یک غذای لذیذی درست می کنند که باب طبع فرزندشان هم هست، اگر او نباشد، یا خواب باشد، یا سیر... برایش کنار می گذارند. من که در میان مادرانی که سراغ دارم ندیده ام بگوید بی خیال. می خواست اینجا باشد، بیاید سر سفره بخورد! همیشه سهم فرزند محفوظ است.

چند روز است به سفره دار این ایام، به همان که مهربان تر از مادر خطابش کرده اند، به مولایم در دل می گویم: نیمه ی ماه هم رسید من خواب مانده ام و جا مانده... گمان ندارم از سفره ی رنگانگ و پر برکت این ماه چیزی برایم کنار نگذارید. خوبان دل سیر از سر این سفره بلند شوند و من گرسنه بمانم... خوب یا بد همه فرزند شماییم.

(عارف بزرگ مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابى)

روزه تجویز شافی

خطاب به دوستش گفت: امسال روزه می گیری.

دوستش گفت: معلومه که می گیرم. مگه تو نمی خوای روزه بگیری؟

- چرا منم می گیرم. اما هیچ پزشکی 17 ساعت تشنگی و گرسنگی رو برای بدن تجویز نمی کنه!

- آره خب! اما کسی که وقتی همه پزشکا جوابت می کنن شفات می ده؛ تجویز کرده.