برداشت اول: وقتی یه موسسه فرهنگی قصد داره جلساتی با موضوع «تاثیر رسانه بر فرد و خانواده» برگزار کنه نباید سخنران جلسه رو از نهادی انتخاب کنه که بر رسانه نظارت می کنه.  از یه طرف مستندی پخش می کنن که رسانه ملی رو نقد کنن بعد سخنران می یاد هر چی تو ذهن مخاطب ساخته شده رو از بین می بره. اصلا مخاطبا دچار سردرگمی می شن.

برداشت دوم: تصور کنید یه روز تعطیل با خونواده ناهار رو می برید بیرون تا از هوای بهاری در اواسط زمستان لذت ببرید. کاری ندارم که چقدر همه جا شلوغه و چه موزیکایی از اتومبیل ها پخش می شه و وضعیت پوشش ملت که اومدن تفریح چطوره و کاری هم ندارم تلویزیون رو این مسائل چه تاثیری داشته. اما اونی که خیلی جلب توجه می کنه انبوه جووناییه که هر کدوم یه گوشه زیرانداز پهن کردن و دارن قلیون می کشن.

برداشت سوم: تو تاکسی از کنار مغازه ای رد می شی، احساس می کنی این مغازه رو تا حالا ندیدی دوباره با توجه بیشتری نگاه می کنی. ویترین مغازه پر از قلیون های لوکس و فانتزیه که توجه هر رهگذری رو جلب می کنه. تا حالا تو این شهر مغازه قلیون فروشی سابقه نداشته. یعنی اینقدر مردم قلیون می کشن که براش یه مغازه اختصاصی بزنن؟

نتیجه: شاید بشه خیلی از اشکالات فرهنگی رو گردن رسانه ملی انداخت اما خداییش تو این یکی دیگه بی تقصیره. آخه این همه درباره مضرات قلیون برنامه علمی و مستندو... ساختن یعنی این می شه نتیجه اش. واقعا دلیلش چیه؟ چرا بعضی از رفتارهای غلط به راحتی پذیرفته می شن و تو جامعه رواج پیدا می کنن اما تلاش برای تغییر یه رفتار اشتباه تقریبا بی نتیجه می مونه؟