اومانیسم یا انسان گرایی جریانی است که در عصر رنسانس در واکنش به کلیسا و مسیحیت تحریف شده به وجود آمد.

قرون وسطی عصر حاکمیت کلیسا بود و مردم طبق آموزه های کلیسا باید از هر نوع لذت مادی و غریزی خوداری می کردند، زیزا معتقد بودند همه لذایذ مادی از روح پست حیوانی سرچشمه می گیرد و مانع رسیدن انسان به درجات معنویست. دنیا گریزی، مخالفت با لذت های مادی، علم ستیزی و... از مهمترین عواملی بود که باعث بیزاری از مسیحیت و گرایش به اومانیسم شد.

رفته رفته از جریان اومانیسم جریانات و مکاتب دیگری مانند سکولاریسم, نسبیت گرایی، فمنیسم، ساینتیسم و... به وجود آمد که همه آنها به نحوی در مقابل مسیحیت تحریف شده و تفکرات کلیسا به وجود آمدند.

به تدریج این تفکرات از اروپا به دیگر کشورها صادر شد. در هر کشوری به گونه ای وارد شد که به نوعی با فرهنگ آن کشور هماهنگ می شد و ترکیب تازه ای می یافت.

اومانیسم در ایران به دلیل وجود گرایشات مذهبی نتوانست -آن گونه که در کشورهای دیگر تأثیر گذاشته بود- مؤثر واقع شود. 

اسلام کامل ترین دین الهی، برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه های ویژه ای دارد و هیچ یک از نیاز های او را بی پاسخ نگذاشته است. 

اسلام بر پایه توحید بنا شده اما اساس اومانیسم انسان محوریست. بنابراین می توان گفت اومانیسم نقطه مقابل اسلام است پس چگونه می توان آنها را در کنار هم قرار داد؟ به بیان منطقی اجتماع نقیضین محال است.

درست است که اسلام هیچ گاه با اومانیسم جمع نمی شود اما اگر بعضی از اعتقادات دینی نادیده گرفته شود، قسمتی از اومانیسم را می توان جایگزین آن کرد.

مثلا اگر احکام حکومتی اسلام را نادیده بگیریم سکولاریسم جای آن را می گیرد. یا اگر توکل را حذف کنیم اراده انسان جایگزین آن می شود. درست است که هیچ مکتب و دینی نمی تواند جایگزین مناسبی برای هیچ کدام از احکام و دستورات اسلامی باشد اما آیا شیوه زندگی ما به گونه ایست که اومانیسم و مکاتب برگرفته از آن هیچ دخالتی در زندگی دینی ما نداشته باشند؟؟

وارد مغازه می شوی ماه محرم است و صدای نوحه در مغازه پیچیده است روبه روی فروشنده پوستر وصیت نامه کورش کبیر نصب است. آیا نمی توان گفت که این مصداقی از اختلاط اسلام و سکولاریسم است؟؟ 

در عرف عامه وقتی به کسی علاقه داری و می خواهی نشان دهی وجودش چقدر برایت اهمیت دارد موقع خداحافظی می گویی مواظب خودت باش! آیا این گرایش به اومانیسم نیست؟

در بین عموم بانوان صحبت کردن از نفقه و حقوق شرعی زنان توهین به شأن اجماعی این قشر محسوب می شود. آیا این گرایش آشکار به فمنیسم نیست؟؟

همچنین نحوه معاملات و زندگی اقتصادی، که بهتر است در جزئیات آن وارد نشویم ... قضاوت را به شما مخاطبین فهیم واگذار می کنم.


.............

پ.ن: شاید به نظر برسه مصادیقی که نوشتم با موضوع بی ارتباط هستن. مثلا ترویج ملی گرایی نمی تونه مصداقی برای سکولاریسم باشه؛ اما به نظر من وقتی دشمنان اسلام نتوانستند ایران را مستقیما تحت تأتیر فرهنگ خود قرار دهند، از فرهنگ های ایرانی برای مبارزه با اسلام استفاده کردند. آنان سعی کردند به ایرانیان تبیین کنند که روزگاری شما، ابرقدرت جهان بودید اما امروز که حاکمیت از آن اسلام است چه؟! یعنی از ملی گرایی برای ترویج سکولاریسم استفاده کردند و ما که محبت اهل بیت از زندگیمان جدا نمی شود غافل شدیم از اینکه امام علی علی السلام برای چه خانه نشین شدند؟ امام حسن علیه السلام برای چه مجبور به پذیرفتن صلح شدند؟ امام حسین علیه السلام به چه دلیلی قیامی را پذیرفتند که نتیجه اش شهادت بود؟ همچنین ائمه به چه دلایلی موفق به تشکیل حکومت اسلامی نشدند؟؟