از فرصت بدست آمده استفاده می کرد تا گفتگوی چند روز پیشش را برایم شرح دهد. سعی می کرد کوتاه بگوید اما عمق فاجعه را برایم ترسیم کند. می گفت: بعد از مدتی فرصتی دست داده بود تا با آشنایان قدیمی دور هم جمع شویم. باورت نمی شود که چقدر طرز تفکر دوستان و آشنایان تغییر کرده بود. می گفت ذهنشان غرق در شبهات شده بود و مرا با سوالاتشان که بیشتر درمورد حجاب بود بمباران کردند. هر چه برایشان استدلال آوردم که حجاب از ضروریات دین و واجب است، نمی پذیرفتند. گفتم چرا از آیات قرآن کمک نگرفتی؟

گفت: از قرآن هم استدلال کردم اما می گفتند از کجا معلوم است که قرآن تحریف نشده باشد؟!!

انسان موجودیست که خداوند او را از نعمت بزرگ عقل و تفکر برخوردار کرده است و شکر این نعمت بزرگ، جز استفاده صحیح از آن، شکر کاملی نخواهد بود.

انسان عاقل وقتی سوالی برایش پیش می آید باید به دنبال پاسخش باشد و اجازه ندهد سوالات و شبهات در ذهنش جمع شده و در نتیجه موجب تضعیف اعتقاداتش شود.

امام رضا علیه السلام فرمودند: دانش همانند گنجینه هایی است که کلیدهای آن پرسش است. پس بپرسید تا خداوند رحمتش را بر شما ارزانی کند... (عیون اخبار الرضا- ج2-ص228)

وقتی اعتقادات که پشتوانه اعمال هستند ضعیف شوند، زمینه برای گناه مساعد خواهد شد و نتیجه ی گناه روی گناه همان است که عارف بزرگ، آیت الله بهجت (ره) فرمودند: اگر جلوی خود را در ارتکاب به گناهان نگیریم،  کارمان به انکار و تکذیب و استهزای آیات الهی، و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا ناامید می شویم!

.................

مولایم!!... کجایی؟؟

می بینی که کارمان دارد به کجا کشیده می شود؟؟

مولایم عجب صبری داری!

چگونه جراحات قلبی ات، که اثر گناهان ماست را تاب می آوری؟

مولایم خسته ام از این زمستان یخ زده!

از این دنیای غرق در نافرمانی و گناه

مومنی می گفت: دردهایم را در آغوش خدا می گریم.

مولایم! شما که مولای مومنانی چه؟ شما که همیشه در آغوش خدایی...